السيد الخميني

110

ديوان امام ( فارسى )

زنجير دل جُز گل روى تو امّيد به جايى نبود * درد عشق است به غير تو دوايى نبود بندهء موى توام دست‌فشانى نرسد * راهى كوى توام راهنمايى نبود حلقهء زلف تو زنجير دل غمگين است * از دلم جُز رُخ تو حلقه‌گشايى نبود صوفى صافى از اين ميكده بيرون نرود * كه به‌جُز كلبهء عُشاق ، صفايى نبود عاكف كوى بُتان باش كه در مسلك عشق * بوسه بر گونهء دلدار خطايى نبود خادم پير مُغان باش كه در مذهب عشق * جُز بُت جام به كف ، حُكمروايى نبود